حکیمانه
ادبیات ایران و جهان
به روز مرگ چو تابوت من روان باشد
گمان مبر که مرا درد این جهان باشد
برای من مگری و مگو دریغ دریغ
به دوغ دیو درافتی دریغ آن باشد
جنازه‌ام چو ببینی مگو فراق فراق
مرا وصال و ملاقات آن زمان باشد
مرا به گور سپاری مگو وداع وداع
که گور پرده جمعیت جنان باشد
فروشدن چو بدیدی برآمدن بنگر
غروب شمس و قمر را چرا زبان باشد
تو را غروب نماید ولی شروق بود
لحد چو حبس نماید خلاص جان باشد
کدام دانه فرورفت در زمین که نرست
چرا به دانه انسانت این گمان باشد
کدام دلو فرورفت و پر برون نامد
ز چاه یوسف جان را چرا فغان باشد
دهان چو بستی از این سوی آن طرف بگشا
که های هوی تو در جو لامکان باشد مولوی

برچسب‌ها: اشعار شاعران بزرگ برای مرگ, شعر درباره مرگ, شعر زیبا برای مرگ, شعر در مورد مرگ, شعر مولوی برای مرگ
نویسنده: رضا قهرمانی
من نمی خواهم که بعد از مرگ من افغان کنند
دوستان گریان شوند و دیگران نالان کنند
من نمی خواهم که فرزندان و نزدیکان من
ای پدر جان ! ای عمو جان! ای برادر جان کنند
من نمی خواهم پی تشییع من خویشان من
خویش رااز کار وا دارند و سرگردان کنند
من نمی خواهم پی آمرزش من قاریان
با صدای زیر و بم ترتیل الرحمن کنند
من نمی خواهم خدا را گوسفندی بیگناه
بهر اطعام عزادارن من قربان کنند
من نمی خواهم که از اعمال نا هنجار من
ز ایزد منان در این ره بخشش و غفران کنند
آنچه در تحسین من گویند بهتان است و بس
من نمی خواهم مرا آلودۀبهتان کنند
جان من پاک است و چون جان پاک باشد باک نیست
خود اگر ناپاک تن را طعمۀ نیران کنند
در بیابانی کجا از هر طرف فرسنگهاست
پیکرم را بی کفن بی شستشو پنهان کنند
حبیب یغمایی

 


برچسب‌ها: اشعار شاعران بزرگ برای مرگ, شعر درباره مرگ, شعر زیبا برای مرگ, شعر در مورد مرگ, شعری برای مرگ
نویسنده: رضا قهرمانی
وضـــع مـــا در گـــردش دنـیا چـــه فرقی می کند
زنـــدگی یا مــرگ، بعــد از ما چه فرقـی می کند
مـــاهـــــیـان روی خـــــاک و مــاهــــیـان روی آب
وقت مـــردن، ســـاحل و دریا چـه فرقی می کند
سهـم ما از خاک وقتی مستطیلی بیش نیست
جـای ما اینجاست یا آنجا چه فرقی می کند؟.. فاضل نظری

 


برچسب‌ها: اشعار شاعران بزرگ برای مرگ, شعر درباره مرگ, شعر زیبا برای مرگ, شعر در مورد مرگ, شعری برای مرگ
نویسنده: رضا قهرمانی
موسیقی عجیبی ست مرگ.
بلند می شوی
و چنان آرام و نرم می رقصی
که دیگر هیچکس تو را نمی بیند گروس عبدالملکیان

 


برچسب‌ها: اشعار شاعران بزرگ برای مرگ, شعر درباره مرگ, شعر زیبا برای مرگ, شعر در مورد مرگ, شعری برای مرگ
نویسنده: رضا قهرمانی
اگر زرین کلاهی عاقبت هیچ
اگر خود پادشاهی عاقبت هیچ
اگر ملک سلیمانت ببخشند
در آخر خاک راهی عاقبت هیچ بابا طاهر

 


برچسب‌ها: اشعار شاعران بزرگ برای مرگ, شعر درباره مرگ, شعر زیبا برای مرگ, شعر در مورد مرگ, شعری برای مرگ
نویسنده: رضا قهرمانی

چرا از مرگ می ترسید
چرا زین خواب جان آرام شیرین روی گردانید
چرا آغوش گرم مرگ را افسانه می دانید
مپندارید بوم نا امیدی باز
به بام خاطر من می کند پرواز
مپندارید جام جانم از اندوه لبریز است
مگویید این سخن تلخ و غم انگیز است...
بهشت جاودان آن جاست
جهان آنجا و جان آنجاست...
نه فریادی نه آهنگی نه آوایی
نه دیروزی نه امروزی نه فردایی
جهان آرام و جان آرام
زمان در خواب بی فرجام
خوش آن خوابی که بیداری نمی بیند
سر از بالین اندوه گران خویش بردارید
در این دوران که آزادگی نام و نشانی نیست
در این دوران که هر جا هر که را زر در ترازو
، زور در بازوست
جهان را دست این نامردم صدرنگ بسپارید
که کام از یکدیگر گیرند و خون یکدیگر ریزند
همه بر آستان مرگ راحت سر فرود آرید
چرا آغوش گرم مرگ را افسانه می دانید
چرا زین خواب جان آرام شیرین روی گردانید
چرا از مرگ می ترسید!
فریدون مشیری

 


برچسب‌ها: اشعار شاعران بزرگ برای مرگ, شعر درباره مرگ, شعر زیبا برای مرگ, شعر در مورد مرگ, شعری برای مرگ
نویسنده: رضا قهرمانی
عاقبت در دام می افتیم ما
دام ما ای کاش در کوی تو باد
تیر ما هم از کمانی می رسد
آن کمان ای کاش،ابروی تو باد مجتبی کاشانی

 


برچسب‌ها: اشعار شاعران بزرگ برای مرگ, شعر درباره مرگ, شعر زیبا برای مرگ, شعر در مورد مرگ, مرگ در شعر شاعران
نویسنده: رضا قهرمانی
مرا بسوزانید
و خاکسترم را
بر آبهای رهای دریا بر افشانید،
نه در برکه،
نه در رود:
که خسته شدم از کرانه های سنگواره
و از مرزهای مسدود ژاله اصفهانی

 


برچسب‌ها: اشعار شاعران بزرگ برای مرگ, شعر درباره مرگ, شعر زیبا برای مرگ, شعر در مورد مرگ, شعری برای مرگ
نویسنده: رضا قهرمانی

Google